شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
118
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
دعوتى خيرخواهانه ؛ وعدهئى تهديدآميز و سپس تهديد آشكار به جنگ . ( 1 ) او در رفتار خود با معاويه ، از روش پدرش پيروى كرد . و براستى امام حسن در اوضاع و احوال خاصى كه او را احاطه كرده بود و با دشمنانى كه داشت ، نمودار كامل پدرش بود . گوئى روزگار او قطعهاى از دوران امير المؤمنين بود كه تا پس از وفات آن حضرت ادامه يافته بود . همچنانكه جنگ در دوران على عليه السلام ضرورتى اجتنابناپذير بود ، در دوران امام حسن نيز هيچ چيز ديگر نمىتوانست جاى آن را پر كند . از جمله چيزهائى كه خلافت جديد را مىآراست اين بود كه نشان دهد در عين جوانى ، از تسلط و اقتدار كافى برخوردار است و اين كار مستلزم آن بود كه دست خيانتكاران را از كارها كوتاه كند و با اين تصفيه ، هيبت خود را در دلها بيفكند و راه ثبات و استقرار و قبضه كردن امور را بر خود هموار سازد . در اين صورت طبيعى است كه اين نامه متضمن تهديدى صريح و اندرزى شديد و لحن آمرانهئى محكم و قوى باشد : « از خدا بپرهيز و طغيان و سركشى را فروگذار و خون مسلمانان را مريز ! به خدا سوگند كه از اين بيش مظلمهى خون مردم را با خود به پيشگاه خدا بردن به خير تو نيست . از در سلم و اطاعت درآى و بر سر خلافت با اهل آن و كسى كه از تو بدان شايستهتر است منازعه مكن . . . » . ( 2 ) رايت امويان در شام ، همچنان بر دشمنى با خلافت هاشمى كوفه ، در اهتزاز بود و همان سرپيچى و نافرمانى قديم را كه در برابر بيعت على